محمد طاهای عزیزممحمد طاهای عزیزم، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه سن داره
زندگی شیرین مازندگی شیرین ما، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 29 روز سن داره

محمدطاهای ناز نازی

زیباترینم ...

دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست ،مرا شاد میکند لبخند را به دنیایم هدیه میکند ادامه مطلب یادت نره     اگر عشق مردن است برایت میمرم........... اگر عشق دیوانگیست برایت دیوانه ام........ اگر عشق دوست داشتن است     پس دوستت دارم        بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند، قاب عکس توست اما شیشه عمر من است     بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند ، تار موی توست اما ریشه عمر من است     وقتی که لب...
24 آذر 1393

پسر باهوش مامان

سلام به جیگر خودم عزیز دوردونه مامان روزهای پاییزی هم در حال سپری شدنه وشما پسر گلم روز به روز بزرگتر وآقا تر میشی ومامان وبابا از این بابت خیلیییییییی خوشحالن. البته بگذریم که گاهی هم لجبازی های خاص خودتو داری و مارو کلافه میکنی اینم بخاطر اینه که خیلی مریض میشی و همین کافی که بی حوصله بشی ولی به قول مامانی(مامان خودم)باید حوصله کنیم وباهات مدارا کنیم تا اینکه آروم بشی . البته پسر من که همش لجبازی نمیکنه کارهای خیلی خوبی هم بلده مثلا اینکه وقتی میریم پیش دکترت (خانم دکتر)شما از بس پسر خوبی هستی که حد نداره اصلا گریه نمیکنی،تا میریم میشینیم اولین کاری که میکنی بلوزتو میکشی بالا تا خانم دکتر معاینت کنه ، &n...
18 آذر 1393

تولد عمو وعمه جون

  سلام پسر کوچولوی مامان این روزا خیلی تنبل شدم ، آخه مامانی این ماهی که گذشت شما خیلی خیلی مریض شدی منم تمام وقتمو واسط میزاشتم تا خوب بشی . تو این مدتم همش میومدم به وبلاگت سر میزدم میخواستم مطلب بزارم ولی تنبلی میکردم تا اینکه امروز عزممو جزم کردمو دیگه اومدم تا بازم برات از روزهای خوش کودکیت بنویسم . چند وقت پیش تولد عمه حدیث وعمو آرمین بود عمه حدیث یه تولد خیلی خودمونی خونش گرفت وما هم برای تبریک رفتیم اونجا شما هم کلی با حنان بازی کردی عمه حدیث مهربونترین عمه دنیا تولدت مبارک عمو آرمین بهترین عموی دنیا تولدت مبارک وحالا هم عکسای اون شب خوب   اینم...
18 آذر 1393

آخرین جمعه آبان 93

سلام نفس مامان من اومدم تا یکی دیگه از خاطرات شیرین کودکیتو برات تو دفتر خاطراتت ثبت کنم اومیدوارم روزی که خوندن و نوشتن رو یاد گرفتی و این پستها رو هم تونستی بخونی ازشون لذت ببری و شاد بشی. اینو بدون که تمام هدف مامان از این کار خوشحالی پسر نازنینمه جمعه ای که گذشت (93/8/30) روز خوبی برای گل پسرم بود حالا میگی چرا ،بهت میگم صبح که از خواب ناز بیدار شدی بعد صبحانه خوردن البته بازم با کلی خواهش وتمنا و بخاطر قولی که بهت داده بودیم که اگه پسر خوبی باشی و صبحونتو بخوری جایزت اینه که بری پیش محمد حنان بازی کنی، خلاصه بابا امیرم بقولش وفا کرد شما برد تا با محمد حنان بازی کنی.شما هم باکلی ذوق بقول خودت بباستو پو...
1 آذر 1393

دنیای کودکانه محمد طاها

سلام قند عسلم قند عسل من این هفته ای که گذشته ، هفته پر کاری  برامون بود، خیلی سرمون شلوغ بود (البته خدا رو شکر همه چیز به خوشی بود ) و میدونم تو این چند روز خیلی بهت خوش گذشته و من از این بابت خیلی خوشحالم اول هفته با تولد سوگند شروع شد ،البته تولد بزرگی نبود ،خاله مریم بخاطر ایام محرم یه تولد خیلی خودمونی گرفت تا بعد این روزها یه تولد خوب و مفصل بگیره اون شب بهت خیلی خوش گذشت مخصوصا اینکه شما عاشق فوت کردن شمعی و اون شبم تا دلت میخواست شمع تولد فوت کردی حالا چند تا عکس از تولد سوگند جون سوگند خاله تولدت مبارک نفسم چند روز بعدشم گل مامان خاله عطیه و خاله ...
1 آذر 1393
1